• December 12, 2011

ناگفته هایی درخصوص هواپیمای جاسوسی RQ170 – بخش اول

ناگفته هایی درخصوص هواپیمای جاسوسی RQ170 – بخش اول

ناگفته هایی درخصوص هواپیمای جاسوسی RQ170 – بخش اول 150 150 شوالیه پارسی

درکلیه مطالبی که تاکنون نوشته ومنتشرکرده ام همواره این اصل رارعایت کرده ام که تابه منبع وماخذ درستی ازاطلاعات مورد نیازم نرسم دست به ارائه تحلیل خود نخواهم داد وتاکنون نیزبه یاری خداوند اوضاع بد پیش نرفته است همواره کیفیت گزارش رامدنظر داشته ام و اگردرزمان انتشارآن تاخیری پیش آمده یا تاملی شده است همواره این اصل رعایت گردیده است .


درخصوص سقوط هواپیمای جاسوسی آمریکا موسوم به سنتینل یا RQ 170 نیزازلحظات اولیه پخش خبردرصدد جذب اطلاعات از منابع مختلف بوده تا بگونه ای که تحلیل خودراخدشه ناپذیرازجنبه کلی آن ببینم نسبت به انتشارآن اقدام کنم وباید اعتراف کنم که علیرغم تلاشهایم هنوزبه بخشی ازاطلاعات موردنیازخود دست پیدانکرده ام اما شواهد وقرائن واطلاعاتی که ازسوی مقامات نظامی کشورمان وکارشناسان خارجی درخصوص این مورد بدست آمده وبالاخص ادعاهای دروغین مطروحه که بدلیل اغراق دربیان آن جنبه طنزبخودگرفته است نگارنده راواداربه اظهارنظردراین خصوص کرده است بالاخص دوطنزانتشاریافته ونیزمصاحبه سردارحسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه درفضای اینترنتی دراین رابطه بی تاثیرنبوده است.


یکی ازاین طنزها که واقعیات تلخی راهم به نمایش می گذارد می گوید اینقدرها که رژیم حاکم برایران به دست یافتن به این پرنده افتخارمی کند حتی آمریکایی به ساخت واختراع آن نکرده اند !! ودیگری می گوید خامنه ای ازآمریکایی ها خواسته است اکنون که هواپیمای بدون سرنشین را درمرزبما تحویل داده اند چنانچه مقدورمی باشد ریموت کنترل آنراهم به این طرف مرزپرت کنند که بعبارتی به بی استفاده بودن وعدم توانایی ایران دراستفاده ازتکنولوژی نهفته دراین پرنده اشاره می کند.


اما ببنیم واقعاچه اتفاقی افتاده است هواپیمای جاسوسی فوق یکهفته قبل ازاعلام دسترسی نظام اسلامی به آن ازسوی نیروهای آمریکایی بدلیل خارج شدن ازکنترل گم می شود وچون نظامیان مسئول آن نمی دانند این پرنده درکجا سقوط کرده با فرودآمده است ویا در صورت آگاهی درصدد طراحی عملیات وگرفتن مجوزاتی چهت ورود به خاک کشورمان بوده اند ازاعلام عمومی آن خودداری کرده اند امری که دربرخی ازگزارشات کارشناسان خبری به آن استناد گردیده است


نهایتا توسط نیروهای وابسته به سپاه دستیابی رژیم به این پرنده اعلام می گردد وبه مخاطبین چنین القاء می گردد که نیروی هوافضای سپاه با کمال هوشیاری سیستم هدایت وکنترل این موجود عجیب وغریب رابدست گرفته وآنراسالم وبا اندکی خسارتی به زمین نشانده است .


نیروهای آمریکا با اعلام گم شدن چنین پرنده ای درهفته قبل درفضای افغانستان واردمیدان جنگ روانی ومجادله باادعای سپاه شده وبا طرح امکان عدم صحت ادعای سپاه ومتلاشی شدن هواپیمای مذکورسپاه ورهبری کشورراواداربه عکس العمل موردنیازخودمی کنند.


درواکنش به این اقدام تحریک آمیزبرنامه ریزی شده توسط آمریکایی ها ویدئویی درفضای سایبری قرارمی گیرد که درآن نشان داده می شود بخش فوقانی پرنده فوق بروی یک سکویی قرارگرفته که پایین آن با پرده هایی با شعارهای ضدآمریکایی استتارشده است. دراین ویدئو یک فرمانده نیروی هوایی ارتش ایران نشان داده می شود که مشغول توضیح دادن مطالبی درخصوص مشخصات فیزیکی پرنده فوق برای سردارحاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران می باشد توضیحات افسرفوق برای فرمانده سپاهی کاملا ابتدایی ودر حدمشخصات عمومی پرنده بوده که دراینترنت نیزقابل رجوع است.


استتاربخش تحتانی هواپیما ورفتارکاملا ابتدایی وتشریفاتی فرمانده هوافضایی سپاه درویدئوی فوق ومشخص بودن نقش ارتش بجای سپاه دردستیابی اولیه به پرنده فوق اولین جرقه ها رابرای بررسی حقایق این ماجرا دراذهان می زند بالاخص اینکه ارتش سنتی ایران معمولا ازتجهیزات عقب مانده تری درجنگ الکترونیک نسبت به سپاه برخورداروتوان عملیاتی درحد کنترل وهدایت یک پرنده باچندین مکانیزم موازی هدایت وکنترل مرتبط با تکنولوژی ماهواره ای راندارد


دربخش پایانی فیلم کوتاه وویدویی مذکورنیزمصاحبه ای ازسردارحاجی زاده نشان داده می دهد که درآن وی که تا دقایقی قبل درحال توجبه شدن بامشخصات عمومی این پرنده توسط یک افسرنیروی هوایی ارتش بوده ازتوانایی های این پرنده و تسخیرسایبری آن توسط نیروهای مسلح ایران (نام مستعاری که معمولا سپاه انحصارا برای ارتش بکارمی برد) سخن می رود وی ادعا می کند که این پرنده را درحالیکه قصد ورود به خاک ایران جهت انجام ماموریت جاسوسی داشته رصد کرده ودریک فرصت آنرادردرون خاک ایران به دام انداخته اند البته برای خارجیان یا ایرانیانی که باادبیات نیروهای رژیم اشنانیستند نکات نهفته دراین فیلم ومصاحبه فرمانده فوق چندان نه تنها برای آنها قابل درک نیست بلکه کاملا گمراه کننده می باشد والبته حرجی هم برآنهانیست.


بامشاهده تناقضات فوق بررسی ومرور اطلاعات جانبی وقبلی مرتبط با موضوع فوق آغازمی گردد ازتحویل سیستم های متحرک پخش پارازیت توسط روسیه به ایران دردوماه قبل که معروف به “اتوباز” می باشند تا زمان، مکان ونحوه سقوط این پرنده درایران وحتی امکان سقوط آن درافعانستان (مرزهرات) وفروش آن توسط نیروهای افغانی به ایران والبته طبق معمول نیزشاهد تکرارسناریوی ارائه شده ازسوی نیروهای هواداررژیم ایران نظیرفرید ذکریا مفسرمعروف سی ان ان ورابرت بوئرازمدیران سابق سازمان سیا مبنی بر کنترل وهدایت هواپیمای فوق توسط ایران هستیم وعده ای دیگرنیزبرآن عنوان “کودتای اطلاعاتی” و”افتضاح جاسوسی” می گذارند.


درپیگیری این تحقیقات هراظهارنظرکارشناسی یا سخن یک مقام دولتی ازکشورهای درگیردرماجرا اهمیت اساسی پیدامی کند زیرا کوچکترین غفلتی درتوضیحات این مقامات به افکارعمومی می تواند کمک باشد به کشف اصل ماجرا ازدیدناظران بیرونی که دسترسی به اطلاعات محرمانه طرفین ندارند. دراین خصوص مقامات نظامی وسیاسی آمریکابااحتیاط کامل عمل می کنند اما فرماندهان سپاه پاسداران نظیردیگرموارد درحالیکه ژست تهاجمی بخود گرفته اند ارتش رابایکوت کرده اطلاعات ذیقیمتی رادراختیارمحققین بیطرف و مستقل قرارمی دهند بالاخص حاشیه نشینی ناگهانی ارتش که کاشف اصلی پرنده فوق بوده است نشان می دهد که هدایت این جنگ روانی
ازسوی خامنه ای وستاد کل قوا به عهده فرماندهی سپاه پاسداران گذاشته شده است.


درطی این مدت نیزازسوی ایران اطلاعاتی مبنی براینکه این پرنده درحوالی شهرکاشمر واقع دراستان مشهد ودرفاصله 140 مایلی یا 250 کیلومتری مرزافغانستان بزمین فرودآمده است مطرح می شود ولی منابع مطمئنی محل فرود آنرا نزدیکی شهرخاف که تنها 50 کیلیومتربا مرزهرات افغانستان فاصله دارد اعلام وکشف آن را به نیروهای مرزبانی ارتش (سربازان عادی) و نه سپاه و واحد جنگ الکترونیک آن نسبت می دهند امری که درتحقیقات بعدی نیزصحت ان تایید می گردد (ازجمله دراولین سوال مجری برنامه مصاحبه با سردارحسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)


نشریاتی نظیرگاردین ونیویورک تایمزبااستناد به نظرات کارشناسان نظامی واطلاعاتی خود فرضیاتی را بعنوان منابع موثق وناشناخته پخش می کنند که همگی درراستای تبیین یک داستان سوپرجاسوسی برای این پرنده می باشند که ازماموریت کسب اطلاعات برنامه اتمی گرفته تا موشکی تاآمادگی راداری وپدافندی فضای ایران و….را دربرمی گیرد درحالیکه برای تحقق هریک ازاین نظریات راهکارهای ساده تر و ارزانتری برای آمریکا وجودداشته که نیازی به استفاده ازاین پرنده وریسک خطرکشف وانهدام آن وبدترازهمه آن موارد سرنگونی یانشاندن آنرا باخطردستیابی به تکنولوژی بکاررفته درآن (آنهم با توجه ویژه ای که چینی هاوروس هانسبت به تجهیزات آمریکایی دارند) راتوجیه نمی کند.


اما درحالیکه گمان زنی ها وتلاش جهت دستیابی به اطلاعات موردنیازدرجریان است سردارحسین سلامی ارشد ترین فرمانده سپاه اقدام به مصاحبه ای طولانی با یکی ازبرنامه های تلویزیونی ودرچهارچوب همان جنگ روانی می کند که دراین شرایط کمک بسیار بزرگی به نگارنده است بالاخص باتوجه به آشنایی نزدیک با این فرمانده سپاه حجم دروغهای بافته شده ازسوی وی صحت اطلاعات دریافتی رادوچندان می نماید.


دراین خصوص جدا ازدروغ هایی که ازاولین مرحله تاکنون گفته شده است مساله این است که اگرنیروهای مسلح ایران (چه سپاه وچه ارتش) به چنین سطح دانشی رسیده اند که نه تنها عملیات جمینگ (اخلال درکنترل وعملیات ازطریق اخلال درارتباط) بلکه حتی هدایت وکنترل پرنده های جاسوسی رابدست بگیرند چرا ازهمان برای جاسوسی برعلیه خودشان استفاده نمی کنند؟ چرا این هواپیما راسالم درباند اصلی پایگاهها یاباندهای اظطراری درمرزها ننشانده اند تابخش تحتانی آن کاملا ازبین نرود؟ وچرا تاکنون این دانش فوق، تکنولوژی وعملیات جنگ الکترونیک رادراختیارروسیه یاچین قرارنداده اند که آن کشورمحبورنباشند اینهمه درمقابل آمریکابه خفت وخواری بیافتند؟ چراکره شمالی وحامی آن ابرقدرت چین توانایی کشف فیزیکی هواپیمای تجسسی فوق برفرازکره شمالی رادرطی دوسال فعالیت آن نداشته وکنترل وهدایت آنرادردست نگرفته اند؟